أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

142

قانون ( فارسى )

زبل ( مدفوع ) : در مدفوع هر جاندارى ويژگيهايى هست كه در غير آن يافت نمىشود يا بهتر بگوييم مدفوع يك نوع از جاندار و بخصوص مدفوع آدميزاد شايد در يكى نوعى و در ديگرى تأثير مخالف داشته باشد . مثلا مدفوع اردك زياد از اندازه گرم است و نمىتوان از آن استفادهء دارويى كرد . مدفوع باز و صقر و باشه و ساير مرغان شكارى به‌ندرت مورد استفاده قرار مىگيرند و سبب همين است كه بسيار گرمند . مزاج : هيچ مدفوعى از سردى و ترى مزاج سهمى ندارد ، مدفوع كبوتر از كليهء مدفوع پرنده‌ها كه در دارو به كار آيند گرمتر است . مدفوع ماكيان از مدفوع پرنده‌هاى چرنده كمتر گرمى دارد . خاصيت : پشك بز و بويژه بز كوهى براى بند آوردن هر نوع خونريزى مفيد است . پهن خر ناسوخته و سوخته‌اش بازدارندهء سيلان خون است . چلغوز كبوتر خون را به سوى رويه جذب مىكند و به اصطلاح سرخ گرداننده است و اگر با آرد جو باشد تحليل‌برنده گردد . پشك بز را اگر بسوزانند حرارتش كاهش يابد و لطيفتر گردد . آرايش : پشك گوسفند همراه سركه داروى برجستگيهاى روى پوست اعم از زگيل مورچه ، ميخى ، توتى ( گوشت‌پاره‌هاى كوچك و سرخ ) است . زبل ملخ و زبل آفتاب‌پرست و چلغوز سارى به شرطى كه برنج بخورد داروى لكه‌هاى سياه و سفيد صورت است . زبل ورل رنگ و رخساره را زيبايى دهد . سوختهء پشك بز و بويژه پشك بز كوهى و از آن مؤثرتر زبل موش داروى داء الثعلب مىباشند . مدفوع كبوتر از جملهء داروهايى است كه رنگ رخساره را صفا بخشد . زبل بزمجه زدايندهء لكه‌هاى سياه صورت است و آزموده شده است . دمل و جوش : سرگين ماده گاو همراه سركه بر خراج گرم گذارند آرامش دهد . پشك بز و گوسفند با سركه و موم و روغن گل مخلوط كنند داروى سوختگى است . مدفوع كبوتر با عسل و تخم كتان بر دملى كه آن را آتش فارسى گويند بگذارند از خشك‌ريشه سودمند است . و براى سوختگى نيز همين فايده را دارد . پشك بز داروى پوست انداختن ( تقشر ) است . مدفوع كبوتر و هوبره و سارى به شرطى برنج بخورد داروى قوباء است . زخم و قرحه : سگالهء سگ كه نتيجهء خوردن استخوان باشد همراه عسل قرحهء كهنه را علاج مىنمايد . مفاصل : سرگين گاو ماده بر عرق النسا ضماد نهند سودمند است . پشك بز و بويژه بز كوهى مخلوط با پيه خوك داروى نقرس و عرق النسا است . اگر پشك خشك خوك را با سركه آميزند و بخورند سستى ماهيچه را بر طرف مىنمايد و اگر با موم و روغن گل معجون سازند و ضماد كنند پيچش پى و همهء تصلبات را از بين مىبرد . مدفوع كبوتر داروى درد مفاصل است . پشك بز علاج سخت شدن مفاصل است و آزمايش كرده‌اند و اگر پشك بز با سركه مخلوط باشد يا با آرد جو قاطى شود به گواهى جالينوس كه خودش آزمايش كرده سفتى مفاصل را نرم كند و براى كسى كه گوشت سفت و خشك دارد نافع‌تر است . سر : اگر پهن الاغ را بو كنند خون‌دماغ شديد را علاج كند . اگر بفشرند و افشرهء پهن الاغ را در بينى چكانند خون‌دماغ بند آيد . مدفوع كبوتر داروى سعفه است . جالينوس گويد : مدفوع كبوتر وحشى با تخم ترتيزك برى داروى نوعى سردرد است كه آن را كلاهخود ( بيضة ) خوانند . سرگين گاو ماده علاج ورمهاى پشت گوش است . چشم : زبل ورل و بزمجه و تمساح ( سوسمار آبى ) داروى سفيدى چشم است . مدفوع كبوتر و گنجشك نيز داروى سفيدى چشم است . و مدفوع پرستو در اين زمينه از همه مؤثرتر است و من خودم آزموده‌ام و با عسل مخلوط كردم . زبل موش چرك قرنيه و ريمى كه در زير قرنيه گرد آيد از بين مىبرد و آزمايش شده است . سينه : پشك خوك همراه آب و